$
تورو هرگز ندیدن میدونی که سخته عزیزم دست من نیست به خدا بی اختیار اشک میریزم یه بهار و دو بهار تا حالا گذشته ده بهار دنیا داد میزنه دیگه بسه انتظار شاید امشب به طلوع صبح فردا نرسه شاید این تشنه ی خسته پا به دریا نرسه